تبليغاتX
دم صبح

 بمناسبت اول اردیبهشت روز سعدی...

همه عمر بر ندارم سر از این خمار هستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

کمتر خانه ای را در ایران می توان یافت که در آن دیوان حافظ پیدا نشود و این بی دلیل نیست چرا که:

کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

اما من فکر میکنم در این میان استاد بزرگ سخن فارسی یعنی سعدی مظلومانه در سایه محبوبیت حافظ گرفتار آمده است.از نثر زیبا و آهنگین سعدی در گلستان و بوستان پند آموزش اگر بگذریم از غزلهایش نمی توان به این سادگی گذشت که غزلهای سعدی از جنس خود عشق است و حتی معروف است به غزلهای عاشقانه.این یک دیدگاه و یک تجربه شخصی است اما معتقدم غزلیات سعدی بیشتر از آنچه که تا کنون مطرح شده شایسته دیده شدن و خوانده شدن است.قصد من در این مجال مقایسه شعر حافظ با سعدی نیست چرا که این دو شاعر در سطحی قرار دارند که قابل مقایسه نیستند.اما به نظر می رسد نااگاهی مخاطبان عام شعر فارسی از لهجه شیرین و  زیبایی سخن سعدی بویژه غزلهایش باعث شده مردم غزل را فقط با حافظ بشناسند.مخاطبان جدی ادبیات حتما به این نکته اشراف دارند و چه نیکوست اگر ما کنار دیوان قدسی حافظ غزلیات سعدی را هم داشته باشیم و فراخور حال بخوانیم چرا که :

عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند

داستانیست که بر هر سر بازاری هست

پی نوشت :لهجه شیرین من پیش دهان تو چیست   در نظر آفتاب مشعله افروختن(سعدی)

 

نوشته شده توسط رضا در ساعت 14:18 | لینک  |